
بالاخره امروز رسید
یعنی روز یکشنبه ۱۶/۷/۸۵ و قرار امروز آرش برگرده![]()
منتظرشم.وای پس کی میای؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
نمی دانم محبت را:
بـر چه کاغذی بنويسم که هرگز پاره نشود.
بـرچـه گلـی بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود.
بـر چه ديواری بنويسم که هرگز پاک نشود.
بـر چه آبـی بنويسم که هـرگز گل آلود نشود.
و سرانجام ...
بـر چه قلـبی بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

خیلی تنهام
به خاطر اتفاقهای تلخی که واسم افتاد فقط می خواستم با اون حرف بزنم.دلداریم بده- آرومم کنه ولی ............
هر جا هست خدا پشت و پناهش.امیدوارم خوش باشه![]()
![]()
![]()
دیده ام سوی دیار تو و در کف تو
از تو دیگرنه پیامی نه نشانی
نه به ره پرتو مهتاب امیدی
نه به دل سایهای از راز نهانی
دشت تف کرده و بر خویش ندیده
نم نم بوسه ی باران بهاران
جاده ای گم شده در دامن ظلمت
خالی از ضربه ی پاهای سواری
تو به کس مهر نبندی مگر آندم
که زخود رفته در آغوش تو باشد
لیک چون حلقه ی بازو بگشایی
نیک دانم که فراموش تو باشد
کیست آنکس که ترا برق نگاهش
میکشد سوخته لب در خم راهی؟
یا در آن خلوت جادویی خامش
دستش افروخته فانوس گناهی
تو به من دل نسپردی که چوآتش
پیکرت را ز عطش سوخته بودم
من که در مکتب رویایی زهره
رسم افسونگری آموخته بودم
بر تو چون ساحل آغوش گشودم
در دلم بود که دلدار تو باشم
(( وای بر من که ندانستم از اول))
((روزی آید که دل آزار تو باشم))
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه درودی – نه پیامی- نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گشایم
زآنکه دیگر نه تو آنی- تو نه آنی

روز چهارشنبه بود که بهم گفت شاید به خاطر یه سفر کاری به چین چند روز از هم دور باشیم
.
روز شنبه یعنی 1/7/85 باهام خداحافظی کرد و گفت فردا میرم.
آرش گفت روز یکشنبه پرواز دارم .پرسیدم تا کی؟؟؟کی برمیگردی؟؟؟؟؟
گفت دقیقا 2هفته دیگه.![]()
خیلی دلم گرفته .تا الان فقط 3 روز از خداحافظیمون میگذره.هیچ خبری ازش ندارم.نمیدونم سالم رسیده؟حالش خوبه؟؟؟![]()
![]()
خدایا کی این روزا میگذره
؟؟و کی یکشنبه 16/7 میرسه؟؟؟؟![]()
به نظرتون اونم دلش واسم تنگ شده
؟؟؟ نه نه نه!!!!![]()
راستی – میگم به این نوشته ها امتیاز بدین ببینیم مطالب من بهتره یا آرش؟!!
![]()
![]()
معلومه دیگه من![]()
![]()
![]()
![]() |
![]() | ||
| |||
![]() |
![]() |
دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟؟؟؟ گفت: نه!!
گفت دوستم داری؟؟؟ گفت: نوچ!!!
گفت اگه بمیرم برام گریه می کنی؟؟ گفت: اصلا!!!
دختره چشاش پر از اشک شد. هیچی نگفت.
پسره بفلش کرد گفت:
تو خوشگل نیستی بلکه زیبا ترین هستی.تو رو دوست ندارم چون عاشقتم.اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم می میرم

به دلم گفتم ای ساده،فراموشش کن تا کجاچشم براین جاده؟فراموشش کن دست بردارازاو،خاطره بازی کافیست فرض کن گل نفرستاده،فراموشش کن آن نگاهی که دم آخر از او جامانده پیش او بردهُ پس داده،فراموشش کن مردمان نگهش قله نشینند هنوز دل که در دره نیفتاده،فراموشش کن گفتم این تکه غزل را بفرستم نزدت دل ولی گفت:نشو ساده،فراموشش کن به شما برنخوردحال غزل بود و گذشت اتفاقی است که افتاده،فراموشش کن ای کاش میشد فراموشش کرد



مي رسد روزي که بي من زندگي را سر کني مرگ عشق را باور کني مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من شعرهاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
در عشق پيروز كسي است كه پاي به فرار مينهد ناپلئون

